السيد الطباطبائي
158
مجموعه رسائل ( فارسى )
فكر و تعقل نداشته ، ولى بچه يكى از آنها جهش كرده و به انسان كنونى متفكر و عاقل متبدل گرديده و به شكل نوعى جديد پيدا شده و نسل گذاشته است . . . . و اين حدسى است غير يقين ( بىاين كه اين تبدل مشاهده شود ) زيرا از راه تفكر فلسفى اين احتمال است كه ماده عمومى بواسطهء اختلاف احوال ، استعدادهاى مختلف و متشابه در قطعات جدا جداپيدا كرده و صورتهاى نوعى مختلف به دست آورد ، بىاين كه نوعى نوع ديگرى را بزايد و از انسان اولى بىفكر يا از ميمون انسانى متفكر به وجود آيد . و همچنين ممكن است به واسطه تبدل استعدادها صفات يا اعضا حيوانى بدون تغيّر نوعيت در بواحق و خاصيتها متغيّر شود . 2 . مربوط به ناسخ و منسوخ قرآن كريم سؤال نموده بوديد : كه چرا قرآن بعضى از دستورهاى قبلى پيامبر صلى الله عليه و آله را نفى و يا چرا پيامبر صلى الله عليه و آله بعضى از احكام قرآنى را عوض مىكند ؟ و به حكم « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى » اين تضاد چه معنا دارد ؟ اگر جواب اين است كه مصلحت حكم منسوخ ممدود است نه هميشگى و آن مصلحت محدود و كدام است ؟ و با همه اينها آيا آيات منسوخه كه احكام آنها ديگر قابل اجرا نيست زايد نيستند ؟ و نبايد از قرآن حذف شوند ؟ زيرا ديگر به كار نمىآيند ؟